خلاصه فصل سوم کتاب نظارت و راهنمایی آموزشی،تالیف دکتر مصطفی نیکنامی
خلاصه فصل سوم کتاب نظارت و راهنمایی آموزشی،تالیف دکتر مصطفی نیکنامی
نویسنده:سعید کریمی،دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی،دانشگاه پردیس فارابی تهران آذرماه 1394
زیرنظراستاد:جناب آقای دکترابوالفضل بختیاری
فصل سوم
مسئولان نظارت و راهنمایی آموزشی،نقش ها،پست ها و مقام های سازمانی
هدف اصلی نظارت وراهنمایی آموزشی اصلاح و یادگیری دانش آموزان و معلمان است.درجوامع عقب افتاده به علل گوناگون به تعلیم وتربیت کیفی مردم توجهی نمی شود.این امر ممکن است به دلیل فقر فرهنگی،فقراقتصادی،استعمار و استثمار،کمبود نیروی انسانی متخصص،یا عدم آگاهی مدیران و رهبران آن جوامع از اهمیت تعلیم و تربیت و نقش تعیین کننده آن درجامعه باشد.جوامع پیشرفته دارای برنامه های مدون،بلند مدت و آینده محوری هستد که با تغییرات و تحولات ملی وجهانی همسویی دارد.ازاین رو پویایی و انعطاف پذیربودن برنامه ها از اصول پذیرفته شده در این گونه جوامع است.
بطورخلاصه جوامع پیشرفته و عقب افتاده در این زمینه دارای ویژگی های زیر هستند.
جوامع پیشرفته:
برنامه های مدون و بلند مدت و آینده نگری،همسویی با تغییر و تحولات جهانی،پویایی و انعطاف پذیر بودن،توجه به استعدادها و توانایی ها در نظام تعلیم و تربیت،فراهم کردن امکانات آموزش عالی برای همگان،فرصت برای رشد و بالندگی افراد،
جوامع عقب افتاده:
رشد کند آموزش و پرورش،بهره مندی کمتر افراد از اموزش و پرورش،تغییرات منطبق با تحولات جامعه نیست،رکود های بلند مدت در آموزش و پرورش،نبود دموکراسی اموزشی ،نبودن فرصت ها برای شدن(ابراز توانایی ها)،
درصورتی میتوانیم ادعا کنیم که نظام آموزش و پرورش جامعه ای متحول شده است که بتوانیم تغییرات قابل توجهی را در افراد،نهادهای اجتماعیفسیستمم های اقتصادی،نظام ارزشی و کل نظام جامعه مشاهده کنیم.(مارکس و استوپس1971)
درجوامع پیشرفته متخصصان تعلیم و تربیت و رهبران آموزشی وظیفه ایجاد و هماهنگی،تغییرات و کلیه تحولات را بر عهده دارند.
مسئولیت نظارت و راهنمایی آموزشی در آموزش و پرورش به افراد متخصصی واگذار میشود که با صرف وقت و تلاش فراوان این کار را انجام دهند.بطور کلی،می توان گفت هرکسی با هرمسئولیتی در هر بخش از آموزش و پرورش به طور مستقیم یا غیر مستقیم برای اصلاح فرآیند آموزش در مدرسه و کلاس درس تلاش کند راهنمای آموزشی نامیده می شود.مانند:
مدیران مدارس،معاونین مدارس،معلمان راهنما،مشاوران آموزشی،مدیر گروههای آموزشی،روسا و معاونان آموزشی نواحی و مناطق،هماهنگ کننده های برنامه های آموزشی و متخصصان تعلیم و تربیت.به عبارت دیگر آنچه مهم است عنوان فرد نیست،بلکه وظایف و مسئولیت هایی است که وی دراین باره برعهده دارد.(گلیکمان،گوردون و راس گوردن،1995).
بن هاریس(1963) درباره نقش راهنمای آموزشی می گوید:نظارت و راهنمایی به طور مستقیم به آموزش معلمان و به طور غیر مستقیم به آموزش دانش آموزان کمک می کند.پس باید افرادی که در این زمینه به معلم کمک می کنند تلویحا راهنمای آموزشی خوانده شوند.
افراد زیادی در آموزش و پرورش بنا به پست ها و مشاغلی که دارند در امر راهنمایی و نظارت تاثیر گذار هستند و لی راهنمایی آموزشی خوانده نمی شوند،بلکه افرادی با عنوان رسمی راهنمایی آموزشی در مدارس انجام وظیفه می کنند.
با توجه به اینکه چه کسی وظایف نظارت و راهنمایی آموزشی را در آنجا به عهده دارد متفاوت است.دربعضی مدارس گروههای آموزشی و اصولا مدیران گروهها به این کار مبادرت می کنند.ارشدترین سرگروه آموزشی این کار را انجام می دهد چون تجربه و تخصص بالاتری دارد.
دربعضی از مدارس دیگر این کار را مدیر مدرسه انجام می دهد.اما آنان قادر نیستد نقش اصلی را ایفا کنند.چون،
1-تخصص بعضی از مدیران با معلمان تفاوت چشمگیر دارد.
2-به علت تعدد دروس ،مدیر فرصت کافی یا تخصص لازم برای اینکار را ندارد.
3-مدیران فرصت کافی برای اینکار ندارند.
4-دراکثر اوقات معلم و مدیر با هم به توافق لازم نمی رسند.
5-مدیران مدارس در گروه های آموزشی اداره خودشان عضویت ندارند.
بنا به دلایل ذکر شده مدیران نمی توانند عمل نظارت و راهنمایی آموزشی را در مدرسه به خوبی انجام دهند واگر هم انجام دهند به جای استفاده از قدرت تخصصی از قدرت مقام خود استفاده می کنند.که این کمکی به امر نظارت و هدف در پیش رو نمی کند.
در دسته دیگری از مدارس معلمان راهنما وظیفه نظارت و راهنمایی آموزشی را برعهده دارد.معلم راهنما فردی با تجربه،ورزیده و ماهری هست که صلاحیت های علمی ،سوابق تجربی و ویژگی های اخلاقی و توانایی رهبری شان به مرور زمان به کارکنان آموزشی ثابت شده است.به اعتقاد برخی از صاحب نظران تعلیم و تربیت،این نوع نظارت و راهنمایی اموزشی روش اثربخشی است،زیرا روابط راهنمایان آموزشی و معلمان مبتنی بر همکاری حرفه ای و احترام و اعتماد متقابل و غیر رسمی و صمیمانه است.(هوی و فورسایت،1986)
راهنمایان آموزشی در تشکیلات مدرسه پست سازمانی ندارند و از طرف ادارات آموزشی برحسب ضرورت به کار در مدارس منصوب می شوند.اکثر معلمان در برقراری ارتباط موثر با آنان دچار مسکل میشوند.به اعتقاد صاحب نظران،از ویژگی های مدارس موفق این است که فردی درجایی،مسئول فرآیند و عمل نظارت و راهنمایی باشد.زیرا موفقیت هرمدرسه مستلزم برنامه نظارت و راهنمایی اثربخش است.(گلیکمان،گوردون و راس گوردون،1995)
نقش هایی از رهبران آموزشی که به امر نظارت و راهنمایی آموزشی کمک می کنند:
1-معاون آموزشی منطقه یا ناحیه:
بطور مستقیم با امر آموزش و پرورش در مدارس،معلمان،دانش آموزان و مدیران سروکار دارد.ارئه خدمات آموزشی به مدارس از اولویت های کاری اواست و پست بسیار خطیری در ادارات آموزش و پرورش میباشد.
2-مدیر یا مسئول برنامه ریزی آموزشی:
فردی حرفه ایی،کارآزموده و مجرب است که معمولا در منطقه آموزشی فعالیت می کند و از لحاظ پست سازمانی از معاون آموزشی منطقه پایین تر است.وظایفی همچون تهیه برنامه تفصیلی آموزشی،تجدید نظر در برنامه های آموزشی و تغییر و اصلاح آنها و انطباق دادن آنها با یافته های جدید و نیز استفاده از این یافته ها در برنامه های آموزشی مدارس برعهده دارد.وظایف او بشتر جنبه ستادی دارد.کاراصلی او هدایت برنامه های آموزشی در جهت نیل به نتایج مطلوب آموزشی است.
3-راهنمای آموزشی:
فردی متخصص مجرب،صاحب نظر و حرفه ای است که معمولا در منطقه آموزشی با همین عنوان فعالیت می کند.پست سازمانی و مرتبه شغلی او از مدیر برنامه ریز آموزشی پایین تر است و کار اصلی اش هدایت و رهبری آموزشی است.
این شخص طبق برنامه در مدارس برای کمک به معلمان در مدرسه حضور پیدا می کند.با مدیر و معاون مدرسه ارتباط نزدیک و تنگاتنگی دارد.همکاری درزمینه های تخصصی،موضوعات درسی،حل موانع آموزشی،معرفی یافته های جدید تحقیقاتی،بررسی مسائل و مشکلات جدید،اعلام تصمیمات آموزشی جدید منطقه و انتقال نظریات و پیشنهادهای معلمان به منطقه آموزشی از وظایف راهنمایی آموزشی است.این شخص علرغم داشتن پست اداری ولی دائم باید درز مدارس تحت پوشش مشغول انجام وظیفه باشد.کار او فرآیندی منظم و مستمر است.
نظارت و راهنمایی آموزشی باید به عنوان فرآیندی منظم و مستمر در مدارس باقی بماند.راهنمای آموزشی در این فرآیند نقش عامل تغییرAgent of change و معلم نقش مجری تغییر Implementorb of change را ایفا می کند.بدون همکاری حرفه ای ان دو با یکدیگر راهنمای اموزشی قادر به ایجاد تغییرات و انجام اصلاحات مورد نظر و معلم قادر به اجرای آنها به طور اثربخشی نخواهد بود.
راهنمای اموزسی دارای پست سنتادی است.staff position راهنمایی آموزشی در منطقه اموزشی ، تسهیل کننده و در مدرسه،نشر دهنده تصمیمات diffuser of decisions وخط مشی های اموزشی تلقی می شود.انعکاس بازخوردهای معلمان به وسیله راهنمای آموزشی به منطقه تا حد بسیاری در سیاستگذاری ها و تصمیم گیری ها جدید و رفع یا کاهش مشکلات معلمان و مسائل آموزشی و سودمند است.
4-هماهنگ کننده برنامه های آموزشی:
کسی است که با ایجاد هماهنگی های لازم بین منطقه آموزشی و مدارس سعی دارد مسائل و مشکلات راهنمایان آموزشی،مدیران مدارس و معلمان را رفع کند یا کاهش دهد.هدف اصلی آنها در مدارس اصلاح آموزش است.تشکیل جلسات گوناگون،تنظیم برنامه آزمون های تحصیلی،راهنمایی دانش اموزان در انجام دادن برنامه های کاری تجربی،بررسی سوابق حضور و غیاب کارکنان مدرسه،ایجاد هماهنگی های لازم به منظور برگزاری کنفرانس ها و سمینارها و برقراری ارتباط بین همه کسانی که بهبود و ارتقای کیفیت کارمعلمان تلاش می کنند،از وظایف هماهنگ کننده در منطقه آموزشی است.
5-مشاور:
مشاور متخصص آموزشی(تحصیلی و شغلی ) به منظور مشورت و راهنمایی در مدرسه با معلمان و دانش آموزان همکاری دارد.بحث و گفتگو با معلم و دانش اموز به منظور ارائه اطلاعات و تسهیلاتی است که در نهایت به آنها کمک می کند تا در مورد آینده تحصیلی و شغلی دانش آموز تصمیمات صحیحی بگیرند.اجرای آزمون نهای مختلف استعداد،پیشرفت تحصیلی و نگرش سنجیو تجزیه و تحلیل این آزمونها و نتیجه گیری از آنها از فعالیت های مشاور مدرسه است.در جلسه انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان افرادی چون مشاور،معلم و راهنمای آموزشی شرکت و ایفای نقش می کنند.مشاور از نظر سازمانی هیچ گونه قدرت اجرایی ندارد و فقط بنا به صلاحیت دانش آموز را راهنمایی می کند.
درآخر باز تاکیید می گردد که فقط راهنمای آموزشی در آموزش و پرورش و مدرسه دارای پست سازمانی با این عنوان می باشد و بطور رسمی فعالیت می کند.